حالا که آمده ای
حالا که آمده ای دیگر نه شاعرم نه عاشق
فقط این پنجره را ببند تا دلم نگیرد
حالا که آمده ای
سلام
حالا که نمیروی
خداحافظ
ای همه ی سوزنبان های آن مسیر دور دست
حالا که آمده ای
از این چمدان می ترسم
این چمدان را بر می دارم
این چمدان را
به در یاهای دور می اندازم
حالا که آمده ای
همین یک کلمه کافی است
آمده ای
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 15:58 توسط محمد جواد آقااحمدی
|