…نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست 
نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو … 
آرام 
جوری که نبینی و نشنوی 
گوشه ای نشسته ، 
و رویاهایش را به خاک می سپارد
دلم رو میگم لعنتی.

به من نخند...


شما که غریبه نیستید!!!دلــــــم زندگی میخواهد
شما که غریبه نیستید دلم عشق میخواهد
مهربانی...... معرفت ..وفا وصمیمیت ..دوستی
بمن نخندید من همیشه عادت دارم دنبال چیزهای نایاب بگردم

دلم تنگه

احساس عجیبی دارم . حسی غریب اما قریب . دقت کرده ای بوی خدا می دهی ! خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم
" تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد . "
اینجا شهر غریبی است . آدمیان این شهر انگار جز ریا چیز دیگری ندارند . از مردم این شهر دلگیرم ، هیچ کدامشان شکل تو نیستند ! تو نیز شکل خود نیستی . تو برای من شکل خدایی . ...!‬

درد دارد...

دَرد دارَد وَقتے مـَن

عاشـقانـﮧ هـایـَم رامینویسـَم

و دیگـَراטּ یـاد عِـشقشـان می اُفـتَند
...
اما تـو

بیخـیال ...‬

دیگه هیچ کسی رو ندارم واسش دردو دل کنم

تنهای تنهام