ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
میان های های گریه گفتم دوستت دارم
از این دنیا گذشتم ای ز جان بهتر خداحافظ
برای آنکه دردم کم شود از من نهان گشتی
ولی با رفتنت شد دردم افزون تر خداحافظ *
تو گرم مهربانی ها شدی آری نمی دانی
به آتش می کشد من را هنوز آذر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ
تنم می سوزد از تب سالها اینگونه خوابیدم
در آغوش غمت با دیدگانی تر خداحافظ